العلامة المجلسي
185
حياة القلوب ( فارسي )
مغرب رسانيد ، زيرا كه آن بو را از برگ در ميان هوا برداشت . وچون باد در هند ايستاد ، به درختان وگياههاى ايشان چسبيد ، پس أول حيواني كه از آن گياه خورد آهوى مشك بود ، پس مشك در ناف آهو بهم رسيد ، زيرا كه بوى آن گياه در بدنش ودر خونش جارى شد تا آنكه در نافش جمع شد « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه : در بيست وپنجم ماه ذي القعدة رحمت خدا پهن شد وزمين كشيده وبزرگ شد وكعبه در آن روز نصب شد وآدم در آن روز به زمين آمد « 2 » . به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : موضع كعبه بلندى بود از زمين وسفيد بود وروشنى مىداد مانند آفتاب وماه ، تا آنكه قابيل هابيل را كشت پس سياه شد ، وچون آدم به زمين آمد حق تعالى جميع زمين را از براي أو بلند كرد تا همه را ديد ، پس وحى فرمود كه : اينها همه از براي توست ، گفت : پروردگارا ! اين زمين سفيد نوراني چيست ؟ فرمود : اين زمين من است وبر تو لازم كردهام كه هر روز هفتصد طواف بر دور آن بكنى « 3 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود : صرد دليل آدم عليه السّلام بود از بلاد سرانديب تا بلاد جدّه يك ماه « 4 » . وبه سند معتبر منقول است از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام كه از حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم پرسيدند كه : چه علت دارد اينكه بعضي از درختان ميوه دارد وبعضي ميوه ندارد ؟ فرمود : هرگاه آدم عليه السّلام يك تسبيح مىگفت يك درخت ميوهدار در زمين بهم مىرسيد ، وهرگاه حوّا يك تسبيح مىگفت يك درخت بىميوه بهم مىرسيد « 5 » .
--> ( 1 ) . كافى 6 / 514 . ( 2 ) . كافى 4 / 149 . ( 3 ) . كافى 4 / 189 . ( 4 ) . خصال 327 . ( 5 ) . علل الشرايع 573 .